مفهوم زیبایی

زیبایی یکی از مفاهیم فلسفی و مفهومی پیچیده و انتزاعی است . زیبایی میتواند یکی از خصوصیات فرد، حیوان، مکان، شی، یا ایده باشد که یک تجربه ادراکی از لذت و یا رضایت را در دیگران ایجاد می نماید . ماهیت زیبایی یکی از پایدارترین و بحث انگیزترین موضوعات در فلسفه غرب است و بهمراه ماهیت هنر یکی از دو موضوع اساسی در زیبایی شناسی فلسفی میباشد. زیبایی به طور سنتی جزو ارزشهای نهایی از جمله خوبی، حقیقت و عدالت شمرده شده است . اگر فردی این پرسش را از شما بپرسد چه خواهید گفت؟ یا اگر شما از فرد دیگری بپرسید، در پاسخ چه می‌شنوید؟
شاید اولین پاسخ این باشد : «زیبایی چیزی است که انسان از آن لذت می‌برد یا آن را می‌ستاید» و یا به چیزهایی مثل گل، تابلوی نقاشی و … «زیبا» می‌گویند . شاید قبل از بررسی تعریف زیبایی، مناسب باشد ببینیم که چگونه به مفهوم آن دست می‌یابیم! انسان وقتی با اشیای خارجی، مثل گل، خانه، کوه، ساختمان، دریا، انسان و… روبه‌رو می‌شود، ذهنش از آن‌ها تصویربرداری می‌کند و در نتیجه مفهوم این امور نزد انسان شکل می‌گیرد؛ از این رو، آیا در قبال مفهوم زیبایی نیز مصداق و ما به ازائی این چنینی در خارج وجود دارد؟
به طور مسلم چنین نیست، بلکه ذهن به سبب ویژگی‌های خاص و تأثیر برخی امور، مفهومی را از آن‌ها به نام زیبایی انتزاع کرده و سپس بر آن‌ها حمل می‌کند، برای مثال، به سبب تأثیر آرامش‌بخش صدای آب یک رودخانه و لذتی که از آن حاصل می‌گردد، گفته می‌شود « به‌به ! چه صدای زیبایی! » همه انسان‌ها، زیبایی را نمود یک بود می‌دانند نمودی که باعث ابتهاج و سرور است. زیبایی، نمودی برای انسان عاقل است، که گاه از صدای یک هنجره و گاه از نحوه بنا و معماری یک ساختمان، یا صحنه‌های حادثه‌ای یا تراژدی یک فیلم یا تئاتر و… حاصل می‌گردد.
حاصل آن که حقیقت زیبایی جز نمود و نمایش نیست و به اصطلاح دیگر، امری عرضی است که از نحوه وجود موجودات درک می‌شود و برای هر انسانی کاملاً معلوم است و به علت بساطتش قابل تعریف حقیقی نبوده و صرفاً به لوازم و اعراضش تعریف می‌شود.

Posted on آبان 4, 1395 in مقالات

Share the Story

About the Author

Back to Top